محتوای درسی

آداب سخن گفتن


خلاصه :

در این مقاله می‌خواهیم در مورد عناوین زیر گفتگو کنیم؛ می‌توانید روی هر کدام از عناوین کلیک کنید.

اهمیت و فایدۀ گفتار

الگوی گفتار

آداب گفتار

آثار گفتار

حق زبان

اقسام گفتار 

گفتارهای ناپسند

 

 

 

اهمیت و فایدۀ گفتار

وَ سُئِلَ {أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام} أَيُّ شَيْ‏ءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَحْسَنُ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَام الْكَلَامُ فَقِيلَ أَيُّ شَيْ‏ءٍ مِمَّا خَلَقَ اللَّهُ أَقْبَحُ قَالَ الْكَلَامُ ثُمَّ قَالَ بِالْكَلَامِ ابْيَضَّتِ الْوُجُوهُ وَ بِالْكَلَامِ اسْوَدَّتِ الْوُجُوهُ.

(بحار الأنوار ج‏۷۵ ص ۵۵  و تحف العقول ص ۲۱۶)

از امیر المؤمنین علیه السلام سؤال كردند: چه چيز بهترين خلق خدا است؟ فرمود: سخن. باز پرسيدند: چه چيز بدترين خلق خدا است؟ باز فرمود: سخن.‏ سپس فرمودند: با سخن است كه سپيدرو می شوند و با سخن است كه سياه رو می شوند.

سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ علیهماالسَّلَام عَنِ الْكَلَامِ وَ السُّكُوتِ أَيُّهُمَا أَفْضَلُ فَقَالَ عَلَيْهِ السَّلَام لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا آفَاتٌ فَإِذَا سَلِمَا مِنَ الْآفَاتِ فَالْكَلَامُ أَفْضَلُ مِنَ السُّكُوتِ قِيلَ كَيْفَ ذَلِكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَالَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ مَا بَعَثَ الْأَنْبِيَاءَ وَ الْأَوْصِيَاءَ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا بَعَثَهُمْ بِالْكَلَامِ وَ لَا اسْتُحِقَّتِ الْجَنَّةُ بِالسُّكُوتِ وَ لَا اسْتُوجِبَتْ وَلَايَةُ اللَّهِ بِالسُّكُوتِ وَ لَا تُوُقِّيَتِ النَّارُ بِالسُّكُوتِ إِنَّمَا ذَلِكَ كُلُّهُ بِالْكَلَامِ مَا كُنْتُ لِأَعْدِلَ الْقَمَرَ بِالشَّمْسِ إِنَّكَ تَصِفُ فَضْلَ السُّكُوتِ بِالْكَلَامِ وَ لَسْتَ تَصِفُ فَضْلَ الْكَلَامِ بِالسُّكُوتِ‏.

(بحار الأنوار ج‏ ۶۸ص ۲۷۴ و الاحتجاج ج۲ص ۳۱۵)

از حضرت سجاد علیه السّلام راجع به آداب سخن گفتن و سکوت سؤال شد که کدام یک افضل و بهتر است؟ فرمود: سخن گفتن و سکوت هر کدام آفات و زیان هایی دارد. اگر طوری باشد که از آفت و زیان، سالم باشد، البته سخن گفتن بهتر از سکوت است. عرض کردند: چطور و به چه دلیل؟ فرمود: به دلیل اینکه خداوند متعال انبیاء و اوصیاء را برای سکوت و خاموش بودن مبعوث نفرموده است، بلکه برای حرف زدن و ابلاغ مطالب و حقایق فرستاده است. استحقاق بهشت به وسیله کلام و سخن است که به دست می آید نه از راه سکوت. همچنین ولایت الهی از راه سخن، تثبیت و تحقق می یابد، نه به وسیله سکوت. و از راه سکوت نیست که انسان از آتش دوزخ مصون می ماند. همه این فواید از اثر کلام و سخن است. من هرگز ماه را با خورشید برابر نمی دانم، حتی اگر بخواهیم ارزش و فضیلت سکوت و خاموشی را توصیف کنیم، باید از راه کلام و سخن گفتن باشد، ولی فضیلت و ارزش کلام را نمی توانیم به وسیله سکوت بیان کنیم.

 

أَميرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: الْمَرْءُ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۱ و نهج البلاغه  حکمت ۱۴۸)

انسان (و ارزش او) در زیر زبانش نهفته است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى عِنْدَ لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۷)

همانا خداوند تعالی در کنار زبان هر گوینده ای حاضر است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: لَا يَسْتَقِيمُ إِيمَانُ عَبْدٍ حَتَّى يَسْتَقِيمَ قَلْبُهُ وَ لَا يَسْتَقِيمُ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقِيمَ لِسَانُهُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۷ و جامع الأخبار ص ۱۰۹)

ایمان بنده استوار نخواهد شد، تا وقتی که قلبش استوار شود و قلبش استوار نخواهد شد، مگر با استواری زبان.

 

أَنَّهُ- الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام- قَالَ لِرَجُلٍ وَ قَدْ كَلَّمَهُ بِكَلَامٍ كَثِيرٍ فَقَالَ أَيُّهَا الرَّجُلُ تَحْتَقِرُ الْكَلَامَ وَ تَسْتَصْغِرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَمْ يَبْعَثْ رُسُلَهُ حَيْثُ بَعَثَهَا وَ مَعَهَا فِضَّةٌ وَ لَا ذَهَبٌ‏ وَ لَكِنْ بَعَثَهَا بِالْكَلَامِ وَ إِنَّمَا عَرَّفَ اللَّهُ نَفْسَهُ إِلَى خَلْقِهِ بِالْكَلَامِ وَ الدَّلَالاتِ عَلَيْهِ وَ الْأَعْلَامِ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۹۰ و الكافي ج ۸ ص ۱۴۸)

مسعدة بن صدقه از امام صادق عليه السلام [از پدرشان عليهم السلام‏] روايت كند كه پس از سخنان زيادى كه به مردى می فرمود، بدو فرمود: اى مرد، تو سخن را بی مقدار و كوچك می شمارى، بدان كه خداى عز و جل رسولان خود را در هر مورد كه فرستاده با طلا و نقره نفرستاده، بلكه آنها را با (سلاح) سخن (و بيان) مبعوث فرموده، و خداى عز و جل نيز خود را با همان سخن و نشانه‏ ها و راهنماهاى به آنها (به بندگانش) معرفى كرده است.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: كَانَ أَبُو ذَرٍّ رَحِمَهُ اللَّهُ يَقُولُ‏ يَا مُبْتَغِيَ الْعِلْمِ إِنَّ هَذَا اللِّسَانَ مِفْتَاحُ خَيْرٍ وَ مِفْتَاحُ شَرٍّ فَاخْتِمْ عَلَى لِسَانِكَ كَمَا تَخْتِمُ عَلَى ذَهَبِكَ وَ وَرِقِكَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۰۱  و الكافي ج ۲ ص ۱۱۴)

ابوذر رحمة الله عليه می ‏گفت: اى کسب کننده علم، همانا اين زبان، كليد خير و شر است. پس چنان كه بر طلا و نقره‏ ات (براى محفوظ ماندن) مُهر می ‏زنى، بر زبانت نيز مُهر بزن.

 

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: احْسُبُوا كَلَامَكُمْ‏ مِنْ‏ أَعْمَالِكُمْ‏ يَقِلَّ كَلَامُكُمْ إِلَّا فِي خَيْرٍ «أَنْفِقُوا مِمَّا رَزَقَكُمُ اللَّهُ‏» (یس/۴۷) عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنَّ الْمُنْفِقَ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَمَنْ أَيْقَنَ بِالْخَلَفِ سَخَتْ نَفْسُهُ بِالنَّفَقَةِ مَنْ كَانَ عَلَى يَقِينٍ فَشَكَّ فَلْيَمْضِ عَلَى يَقِينِهِ فَإِنَّ الشَّكَّ لَا يَنْقُضُ الْيَقِين…‏

بحار الأنوار ج‏۱۰ ص ۹۸

سخن گفتن را از اعمالتان به حساب آورید تا سخن شما جز در خیر و نیکی کمتر گردد. { آن چه را که خداوند- عز و جل – به شما روزی داده، انفاق کنید } که انفاق کننده به منزله جهادکننده در راه خداست. پس هر کس یقین کند که هر چه انفاق می کند عوض دارد، کوشش کرده و جان خود را به سخاوت وادار می سازد. هر کس یقین داشته باشد، سپس تردید کند، به دنبال یقینش برود که شکّ یقین را نمی شکند…

 

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: الْإِنْسَانُ لُبُّهُ لِسَانُهُ وَ عَقْلُهُ دِينُهُ …

(بحار الأنوار ج‏۷۵ ص ۵۶ و تحف العقول ص ۲۱۷)

زبان آدمی (نمايانگر) مغز اوست. و عقل او (معرّف) دينش‏ است…

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ فِي الْإِنْسَانِ عَشْرَ خِصَالٍ يُظْهِرُهَا لِسَانُهُ: شَاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّمِيرِ وَ حَاكِمٌ يَفْصِلُ بَيْنَ الْخِطَابِ وَ نَاطِقٌ يُرَدُّ بِهِ الْجَوَابُ وَ شَافِعٌ تُدْرَكُ بِهِ الْحَاجَةُ وَ وَاصِفٌ تُعْرَفُ بِهِ الْأَشْيَاءُ وَ أَمِيرٌ يَأْمُرُ بِالْحَسَنِ وَ وَاعِظٌ يَنْهَى عَنِ الْقَبِيحِ وَ مُعَزٍّ تُسَكَّنُ [تَسْكُنُ‏] بِهِ الْأَحْزَانُ وَ حَامِدٌ تَجَلَّى بِهِ الضَّغَائِنُ وَ مُونِقٌ يُلْهِي الْأَسْمَاعَ‏  أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الصَّمْتِ عَنِ الْحُكْمِ كَمَا أَنَّهُ لَا خَيْرَ فِي الْقَوْلِ بِالْجَهْلِ‏ اعْلَمُوا أَيُّهَا النَّاسُ أَنَّهُ مَنْ لَمْ يَمْلِكْ لِسَانَهُ يَنْدَمْ.

(بحار الأنوار ج‏۷۴ ص ۲۸۳ و تحف العقول ص۹۴)

اى مردم همانا انسان را ده خصلت است كه از زبانش آنها را آشکار می سازد:- گواهى است كه از درونش گزارش می دهد.-حاكمی است كه ميان مردم قضاوت كند.-ناطقى كه به وسیله آن به پرسش ها پاسخ داده می شود.-واسطه ای است كه با آن حاجت برآورده می شود.-وصف کننده ای است که با آن اشیاء شناخته می شود.- فرماندهى كه به كار نيك فرمان می دهد.- پند دهنده‏ اى كه از زشتى جلوگيرى می كند.- تسليت دهنده ‏اى كه غم ها را آرامش می دهد.- حاضری است که با آن كينه‏ ها برطرف می شود.- دلربایى كه از آن گوش ها لذت برند. اى مردم! در خاموشى از سخن حكيمانه خيرى نيست، چنان كه در گفتار جاهلانه خيرى وجود ندارد.بدانيد مردم، هر كس اختيار زبانش را نداشته باشد، پشيمان شود.

 

السجّادُ عَلَيْهِ السَّلَام: إِنَّ لِسَانَ ابْنِ آدَمَ يُشْرِفُ كُلَّ يَوْمٍ عَلَى جَوَارِحِهِ فَيَقُولُ كَيْفَ أَصْبَحْتُمْ فَيَقُولُونَ بِخَيْرٍ إِنْ تَرَكْتَنَا وَ يَقُولُونَ اللَّهَ اللَّهَ فِينَا وَ يُنَاشِدُونَهُ وَ يَقُولُونَ إِنَّمَا نُثَابُ بِكَ وَ نُعَاقَبُ بِكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۷ و ثواب الأعمال ص ۲۱۲)

زبان انسان هر روز با سایر اعضا و جوارح مواجه می شود و می پرسد: حالتان چطور است؟ پاسخ زبان را که می دهند، می گویند: حال ما خوب است، اگر تو بگذاری! و زبان را سوگند می دهند که تو را به خدا،  که ما را مراعات کنی که ثواب ما و عقاب ما بسته به رفتار تو است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ يُعَذِّبُ اللَّهُ اللِّسَانَ بِعَذَابٍ لَا يُعَذِّبُ بِهِ شَيْئاً مِنَ الْجَوَارِحِ فَيَقُولُ يَا رَبِّ عَذَّبْتَنِي بِعَذَابٍ لَمْ تُعَذِّبْ بِهِ شَيْئاً فَيَقُولُ لَهُ خَرَجَتْ مِنْكَ كَلِمَةٌ فَبَلَغَتْ مَشَارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبَهَا فَسُفِكَ بِهَا الدَّمُ الْحَرَامُ وَ انْتُهِبَ بِهَا الْمَالُ الْحَرَامُ وَ انْتُهِكَ بِهَا الْفَرْجُ الْحَرَامُ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَأُعَذِّبَنَّكَ بِعَذَابٍ‏ لَا أُعَذِّبُ بِهِ شَيْئاً مِنْ جَوَارِحِكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۰۴ و الكافي ج ۲ ص ۱۱۵)

خداوند زبان را به کیفری عذاب می کند که هیچ یک از اعضا و جوارح را آن گونه کیفر نمی دهد. زبان گوید: پروردگارا! مرا به گونه ای عذاب کردی که چیزی را این گونه عذاب نکرده ای؟ خداوند به او می فرماید: واژه ای از تو سرزد و به شرق و غرب عالم رسید و خونی که خداوند ریختن آن را حرام کرده، ریخت و باز مالی را از بین برد و ناموس حرامی را پرده درید. به عزّت و جلالم سوگند، تو را با کیفری عذاب می دهم که هیچ یک از اعضا و جوارحت را آن گونه عذاب نکرده باشم.

 

الگوی گفتار

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: أَلَا إِنَّ اللِّسَانَ بَضْعَةٌ مِنَ الْإِنْسَانِ فَلَا يُسْعِدُهُ الْقَوْلُ إِذَا امْتَنَعَ‏ وَ لَا يُمْهِلُهُ النُّطْقُ إِذَا اتَّسَعَ وَ إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْكَلَامِ وَ فِينَا تَنَشَّبَتْ عُرُوقُهُ وَ عَلَيْنَا تَهَدَّلَتْ غُصُونُهُ وَ اعْلَمُوا رَحِمَكُمُ اللَّهُ أَنَّكُمْ فِي زَمَانٍ الْقَائِلُ فِيهِ بِالْحَقِّ قَلِيلٌ وَ اللِّسَانُ عَنِ الصِّدْقِ كَلِيلٌ وَ اللَّازِمُ لِلْحَقِّ ذَلِيلٌ أهْلُهُ مُعْتَكِفُونَ عَلَى الْعِصْيَانِ، مُصْطَلِحُونَ عَلَى الْإِدْهَانِ الْخَبَرَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۲ و نهج البلاغه خطبه ۲۳۳)

آگاه باشيد، همانا زبان، پاره ‏اى از وجود انسان است، اگر آمادگى نداشته باشد، سخن نمی‏ گويد، و به هنگام آمادگى، گفتار او را مهلت نمی ‏دهد، همانا ما(اهل بیت)  اميران سخن هستیم، درخت سخن در ما ريشه دوانده، و شاخه ‏هاى آن بر ما سايه افكنده است. خدا شما را رحمت كند، بدانيد كه همانا شما در روزگارى هستيد كه گوينده حق اندك، و زبان از گفتار راست و حق عاجز است، و حق طلبان خوار وبى ارزشند، مردم این زمان همدم گناهند و بر سازش و سستی همگام…

 

آداب گفتار

 

۳-۱ گفتار عاقلانه

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: إِذَا تَمَّ الْعَقْلُ نَقَص الْكَلَامُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۰ و نهج البلاغه حکمت ۷۱)

عقل چون كامل گردد، گفتار اندك شود.

 

العَسکری عَلَيْهِ السَّلَام: قَلْبُ الْأَحْمَقِ فِي فَمِهِ وَ فَمُ الْحَكِيمِ فِي قَلْبِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۲ و تحف العقول ص  ۴۸۹)

قلب احمق و نادان در دهان او است و دهان حکیم و دانشمند در قلب او است.

 

فِي وَصِيَّةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ لِلْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا:يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلْعَاقِلِ مِنْ أَنْ يَنْظُرَ فِي شَأْنِهِ فَلْيَحْفَظْ لِسَانَهُ وَ لْيَعْرِفْ أَهْلَ زَمَانِهِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۰۷)

ای فرزندم! چاره نیست و بر عاقل لازم است که در کار خود دقت کند. بنابراین باید زبانش را حفظ کرده و اهل زمان و مردم را خوب بشناسد.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:‏ النَّوْمُ رَاحَةُ الْجَسَدِ وَ النُّطْقُ رَاحَةٌ لِلرُّوحِ وَ السُّكُوتُ رَاحَةٌ لِلْعَقْلِ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۸۶ و أمالي الصدوق ص ۳۵۸)

خواب، راحتى بدن است، سخن گفتن، راحتى روح است، و سكوت، راحتى براى عقل است.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:‏‏ مَنْ مَازَ مَوْضِعَ كَلَامِهِ مِنْ عَقْلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ فِيمَا لَا يَعْنِيهِ.

(وسائل الشيعة ج ‏۱۲ ص ۱۹۸ و الزهد ص ۴)

هر كه موقعيّت گفتارش را با عقلش تميز دهد، سخنش در چيزهايی كه سودى ندارد كاسته می ‏شود.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام:‏ إِنَّ مِنْ عَلَامَةِ الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَلَاثُ خِصَالٍ يُجِيبُ إِذَا سُئِلَ وَ يَنْطِقُ إِذَا عَجَزَ الْقَوْمُ عَنِ الْكَلَامِ وَ يُشِيرُ بِالرَّأْيِ الَّذِي فِيهِ صَلَاحُ أَهْلِهِ فَمَنْ لَمْ يَكُنْ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْخِصَالِ الثَّلَاثِ شَيْ‏ءٌ فَهُوَ أَحْمَقُ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۸)

از علامت و نشانه عاقل این است که در او سه خصلت باشد: هنگامی که چیزی از او سؤال شد، پاسخ بگوید. هنگامی که دیگران از سخن گفتن عاجز و ناتوان شدند، سخنرانی و نطق کند و نظری که به مصلحت باشد اظهار کند. پس کسی که این خصلت ها در او نباشد احمق است .

 

۳-۲ فصاحت

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: ذَلَاقَةُ اللِّسَانِ رَأْسُ الْمَالِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

زبان فصیح، سرمایه است.

 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: وَ الْفَصَاحَةُ زِينَةُ الْكَلَام‏.

(بحار الأنوار ج‏۷۴ ص ۱۳۱)

و فصیح گفتن ، زینت کلام است.

 

۳-۳ نیک گفتاری

الله تعالی: « وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً  »

(البقرة/ ۸۳)

و به مردمان سخن نيك گوييد.

 

الله تعالی: « قُلْ لِعِبادِي يَقُولُوا الَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ الشَّيْطانَ يَنْزَغُ بَيْنَهُمْ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوًّا مُبِيناً »

(اسراء/۵۳)

و به بندگانم بگو: «آنچه را كه بهتر است بگويند»، كه شيطان ميانشان را به هم می‌زند، زيرا شيطان همواره براى انسان دشمنى آشكار است.

 

الله تعالی: « وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً »

(الفرقان/ ۶۳)

و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ می‌دهند.

 

الله تعالی: « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً »

‏(الأحزاب/ ۷۰)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد.

 

تفسير قوله عز وجل: « وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً »(البقرة/۸۳) قالَ الصادقُ‏ ‏عَلَيْهِ السَّلَام: وَ قُولُوا لِلنَّاسِ‏ كُلِّهِمْ‏ حُسْناً مُؤْمِنِهِمْ وَ مُخَالِفِهِمْ أَمَّا الْمُؤْمِنُونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ بِشْرَهُ وَ أَمَّا الْمُخَالِفُونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُدَارَاةِ لِاجْتِذَابِهِمْ فَإِنْ يَيْأَسْ مِنْ ذَلِكَ يَكُفَّ شُرُورَهُمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ إِخْوَانِهِ الْمُؤْمِنِينَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۰۹ و تفسیر امام حسن عسکری(علیه السلام) ح۲۴۰-ص۳۵۳)

در تفسیر آیه { با مردم نیکوسخن بگویید } ، امام صادق علیه السّلام فرمود: یعنی با همه مردم چه مؤمن و چه مخالف، گفتار نیک داشته باشید، اما با مؤمن با یک چهره باز و خوشحالی و محبت، و اما با مخالفین به منظور جلب آنها به طرف حق و حقیقت با کمال مدارا و نرمش، واگر از جذب آنان ناامید شدید، لااقل این نتیجه را دارد که شر و مزاحمت آنان را از خود و برادران مؤمن بازداشته اید.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : كُونُوا لَنَا زَيْناً وَ لَا تَكُونُوا عَلَيْنَا شَيْناً قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ كُفُّوهَا عَنِ الْفُضُولِ وَ قَبِيحِ الْقَوْلِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

رفتار و گفتار شما باید موجب زینت ما باشد، نه اینکه باعث خِجلت و شرم ما باشد. درباره مردم سخنان نیکو بگویید و زبان خود را از سخنان بی مورد و زیادی و از حرف های زشت باز دارید.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : لَا تَقُولُوا إِلَّا خَيْراً حَتَّى تَعْلَمُوا مَا هُوَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۰)

در حق مردم به جز خوبی نگویید، تا وقتی که بدانید قضیه از چه قرار است.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: أَلَا وَ قُولُوا خَيْراً تُعْرَفُوا بِهِ وَ اعْمَلُوا بِهِ تَكُونُوا مِنْ أَهْلِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۱)

سخن خیر و خوب بگویید که به این صفت معروف می شوید و عمل به خیر کنید تا از نیکان و اهل خیر باشید.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِيبُ الْكَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۱ و المحاسن ص ۶)

سه چیز از درهای نیکی است: سخاوت نفس، کلام خوب و صبر و پایداری در برابر مشکلات و آزارها.

 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْفَقَ النَّاسُ مِنْ نَفَقَةٍ أَحَبَّ مِنْ قَوْلِ الْخَيْرِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۱ و المحاسن ج ۱ ص ۱۵)

سوگند به آن خدایی که جانم در دست او است، مردم نفقه ای محبوب تر از سخن نیک انفاق نکرده اند!

 

أَبِي عَلِيٍّ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام فَقَالَ رَجُلٌ جُعِلْتُ فِدَاكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ«‏ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً »(البقرة/۸۳) هُوَ لِلنَّاسِ جَمِيعاً فَضَحِكَ وَ قَالَ لَا عُنِيَ قُولُوا «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ عَلَى أَهْلِ بَيْتِهِ».

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۲ و تهذیب الاحکام ج ۳ ص ۴۷۳)

ابی علی: خدمت حضرت صادق علیه السّلام بودیم. شخصی از یاران عرض کرد: فدایت شوم! آیه {و به مردمان سخن نيك گوييد.} نسبت به همه این مردم است؟ حضرت خندید و فرمود: نه، مقصود این است که بگویید «محمد رسول اللَّه صلی اللَّه علیه و علی اهل بیته».

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: لِتَجْمَعْ فِي قَلْبِكَ الِافْتِقَارَ إِلَى النَّاسِ وَ الِاسْتِغْنَاءَ عَنْهُمْ يَكُونُ افْتِقَارُكَ إِلَيْهِمْ فِي لِينِ كَلَامِكَ وَ حُسْنِ بِشْرِكَ وَ يَكُونُ اسْتِغْنَاؤُكَ عَنْهُمْ فِي نَزَاهَةِ عِرْضِكَ وَ بَقَاءِ عِزِّكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۷۱ ص ۱۵۸ و معاني الأخبار ص ۲۶۷)

در دلت هم نياز به مردم باشد و هم بى‏ نيازى از آنها. نيازت در نرم گویى و خوش رویى باشد و بى ‏نيازيت، در آبرودارى و حفظ عزتت.

 

أَبِي الرَّبِيعِ الشَّامِيِّ: كُنَّا عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام وَ الْبَيْتُ غَاصٌّ بِأَهْلِهِ فَقَالَ إِنَّهُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحْسِنْ صُحْبَةَ مَنْ صَحِبَهُ وَ مُرَافَقَةَ مَنْ رَافَقَهُ وَ مُمَالَحَةَ مَنْ مَالَحَهُ وَ مُخَالَقَةَ مَنْ خَالَقَهُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۷۱ ص ۱۶۱)

ابی ربیع شامی: ما نزد امام صادق علیه السلام بودیم و اتاق پُر بود، و آن حضرت فرمود: از ما نیست کسی که با همنشین خود، هم صحبتیِ نیکو نداشته باشد و با رفیقش، حُسن رفاقت و همراهی خوب نداشته باشد.

 

السّجادُ عَلَيْهِ السَّلَام:‏‏ الْقَوْلُ الْحَسَنُ يُثْرِي الْمَالَ وَ يُنْمِي الرِّزْقَ وَ يُنْسِي فِي الْأَجَلِ وَ يُحَبِّبُ إِلَى الْأَهْلِ وَ يُدْخِلُ الْجَنَّةَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۰  و امالی صدوق ص ۲)

گفتار نيك، ثروت را زياد و روزى را افزون می ‏كند، و اجل را به تأخير می ‏اندازد، و محبت خاندان را جلب، و انسان را داخل بهشت می ‏كند.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام فِي قَوْلِهِ:«‏ وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً » (البقرة/۸۳)  قَالَ قُولُوا لِلنَّاسِ أَحْسَنَ مَا تُحِبُّونَ أَنْ يُقَالَ لَكُمْ فَإِنَّ اللَّهَ يُبْغِضُ اللَّعَّانَ السَّبَّابَ الطَّعَّانَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ الْمُتَفَحِّشَ السَّائِلَ الْمُلْحِفَ وَ يُحِبُّ الْحَيِيَّ الْحَلِيمَ الْعَفِيفَ الْمُتَعَفِّفَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۷۱ ص ۱۶۱ و تفسير العيّاشيّ ج ۱ ص ۴۸)

امام باقر علیه السلام در تفسير قول خدا { و به مردمان سخن نيك گوييد } ، فرمود: با مردم به نيكوترين سخنى كه دوست داريد آنان به شما بگويند،سخن گوييد. زيرا كه خداوند از فردى كه مؤمنان را لعن می‌كند و بديشان ناسزا می‌گويد و طعنه می‌زند بيزار است،و از ناسزاگوىِ بى‌آبرو؛ و گداىِ سمج نفرت دارد. و فرد با حيا و بردبار، و پاكدامن و پارسا را دوست می دارد.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً قَالَ خَيْراً فَغَنِمَ أَوْ سَكَتَ عَنْ سُوءٍ فَسَلِمَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۳)

خداوند رحمت کند آن بنده ای را که خیر گوید و بهره برد یا از گفتار بدی سکوت کند و سالم بماند .

 

أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام فِي رِسَالَتِهِ إِلَى أَصْحَابِهِ قَالَ: فَاتَّقُوا اللَّهَ وَ كُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ إِلَى أَنْ قَالَ وَ عَلَيْكُمْ بِالصَّمْتِ إِلَّا فِيمَا يَنْفَعُكُمُ اللَّهُ بِهِ مِنْ أَمْرِ آخِرَتِكُمْ وَ يَأْجُرُكُمْ عَلَيْهِ‏ وَ أَكْثِرُوا مِنَ التَّهْلِيلِ وَ التَّقْدِيسِ وَ التَّسْبِيحِ وَ الثَّنَاءِ عَلَى اللَّهِ وَ التَّضَرُّعِ إِلَيْهِ وَ الرَّغْبَةِ فِيمَا عِنْدَهُ مِنَ الْخَيْرِ الَّذِي لَا يُقَدِّرُ قَدْرَهُ وَ لَا يَبْلُغُ كُنْهَهُ أَحَدٌ فَاشْغَلُوا أَلْسِنَتَكُمْ بِذَلِكَ عَمَّا نَهَى اللَّهُ عَنْهُ مِنْ أَقَاوِيلِ الْبَاطِلِ الَّتِي تُعْقِبُ أَهْلَهَا خُلُوداً فِي النَّارِ مَنْ مَاتَ عَلَيْهَا وَ لَمْ يَتُبْ إِلَى اللَّهِ وَ لَمْ يَنْزِعْ عَنْهَا.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۳ و الكافي ج ۸ ص ۳)

در نامه امام صادق علیه السلام به يارانش آمده است: از خدا پروا كنيد، زبانتان را نگه داريد، مگر از خير و نيكى، تا اين كه فرمود: بر شما باد به سكوت، مگر در آنچه كه براى آخرتتان نفعى داشته باشد، و خداوند پاداشتان دهد. و كلمه‏ لا اله الا اللَّه و سبحان اللَّه‏ را بيشتر بگوييد، خدا را زياد حمد و ثنا گفته و تضرع و زارى کنید. و به خيرى كه نزد خداوند است و مقدار و كُنهش براى كسى به جز خدا معلوم نيست، رغبت نشان دهيد و با آن كلمات (اذكار ياد شده) زبانتان را از گفتار باطلى كه خدا نهى فرموده است و گوينده ‏اش اگر توبه نكرده بميرد و در آتش هميشگى معذّب می‏ شود، نگه‏داريد.

 

۳-۴ اثر بخشی کلام

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: ‏ تَكَلَّمُوا تُعْرَفُوا فَإِنَّ الْمَرْءَ مَخْبُوءٌ تَحْتَ لِسَانِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۱ و نهج البلاغه حکمت ۱۴۰)

سخن بگویید تا شناخته شوید، که ارزش انسان در زیر زبانش نهفته است.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: رُبَّ قَوْلٍ أَنْفَذُ مِنْ صَوْلٍ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶ و نهج البلاغه  حکمت ۳۹۴)

چه بسا گفتاری که مؤثرتر از قدرت و سلطنت است.

 

زَيْدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلَام قَالَ: سُئِلَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلَام مَنْ أَفْصَحُ النَّاسِ قَالَ الْمُجِيبُ الْمُسْكِتُ عِنْدَ بَدِيهَةِ السُّؤَالِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۰ و أمالي الطوسيّ ج ۲ ص ۳۱۴)

از حضرت علی علیه السّلام سؤال شد: با فصاحت ترین مردم کیست؟ فرمود: فصیح ترین مردم آن کسی است که در مقابل سؤالِ ناگهانی، پاسخی دهد که سوال کننده را ساکت سازد.

 

۳-۵ دقت و مراقبت

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: إِنَّ عَلَى لِسَانِ كُلِّ قَائِلٍ رَقِيباً فَلْيَتَّقِ اللَّهَ الْعَبْدُ وَ لْيَنْظُرْ مَا يَقُولُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۷ و قرب الإسناد  ص ۶۷)

بر زبان هر گوينده، نگهبانى مراقب است، پس بنده بايد از خدا پروا داشته باشد، و بنگرد كه چه می‏ گويد.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : يَا سُفْيَانُ أَمَرَنِي وَالِدِي عَلَيْهِ السَّلَام بِثَلَاثٍ وَ نَهَانِي عَنْ ثَلَاثٍ فَكَانَ فِيمَا قَالَ لِي يَا بُنَيَّ مَنْ يَصْحَبْ صَاحِبَ السَّوْءِ لَا يَسْلَمْ وَ مَنْ يَدْخُلْ مَدَاخِلَ السَّوْءِ يُتَّهَمْ وَ مَنْ لَا يَمْلِكْ لِسَانَهُ يَنْدَمْ …

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۸ و الخصال ج ۱ ص ۸۰)

ای سفیان! پدر بزرگوار من علیه السّلام مرا به سه چیز امر و از سه چیز نهی فرموده است. و در ضمن مطالبی که فرمود این چیزها بود: ای فرزند! هر کس که با رفیق بد مصاحبت و همنشینی داشته باشد، سالم نخواهد ماند و کسی که در جاهای بد رفت و آمد داشته باشد، متهم خواهد شد و کسی که مالک زبانش نباشد، پشیمانی خواهد داشت …

 

فِيمَا أَوْصَى بِهِ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام إِلَى ابْنِهِ عَلَيْهِ السَّلَام :‏ يَا بُنَيَّ إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلْعَاقِلِ مِنْ أَنْ يَنْظُرَ فِي شَأْنِهِ فَلْيَحْفَظْ لِسَانَهُ وَ لْيَعْرِفْ أَهْلَ زَمَانِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۱ و أمالي الطوسيّ ج ۱ ص ۱۴۶)

از جمله وصایای امیر مؤمنان علیه السّلام به فرزندشان علیه السّلام است که: ای فرزند! خردمند لازم است که در کارهای خود تامل و دقت کند، بنابراین باید زبانش را حفظ کند و مردمِ زمانش را خوب بشناسد.

 

قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام لِابْنِهِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَنَفِيَّةِ : لَا تَقُلْ مَا لَا تَعْلَمُ بَلْ لَا تَقُلْ كُلَّ مَا تَعْلَمُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸ و الاختصاص ص۲۳۱ و نهج البلاغه  حکمت ۳۸۲)

امیر مؤمنان علیه السّلام به فرزندش محمد بن حنفیه فرمود: آنچه را که نمی دانی نگو و بلکه همه آنچه را که می دانی، مگو .

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : إِذَا أَفْلَتَتْ مِنْ أَحَدِكُمْ كَلِمَةُ جَفَاءٍ يَخَافُ مِنْهَا عَلَى نَفْسِهِ فَلْيُتْبِعْهَا بِكَلِمَةٍ تُعْجَبُ مِنْهَا تُحْفَظُ عَلَيْهِ وَ تُنْسَى تِلْكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۱۱ و أمالي الطوسيّ ج ۱ ص ۱۴۶)

ممکن است از دهان یکی از شما یک کلمه زشتی بیرون آید که باعث خطر جانی برای او شود. پس لازم است به دنبال آن، سخنی بگوید که جبران کند تا آن سخن اولی فراموش شده و جانش محفوظ گردد.

 

إِبْرَاهِيم بْنِ الْعَبَّاسِ: مَا رَأَيْتُ أَبَا الْحَسَنِ الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَام جَفَا أَحَداً بِكَلِمَةٍ قَطُّ وَ لَا رَأَيْتُهُ قَطَعَ عَلَى أَحَدٍ كَلَامَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْهُ…

(عيون أخبار الرضا عليه السلام ج‏۲ ص ۱۸۴)

ابراهيم بن عباس : من هرگز حضرت ابى الحسن الرضا علیه السلام را نديدم كه در تكلم كردن به كسى ستم كند و بد بگويد و نديدم سخن كسى را قطع كند؛ بلكه صبر می كرد تا او از سخن‏ گفتن‏ فارغ می شد بعد از آن تكلم می فرمود …

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:‏‏ عَنْ أَبِي ذَرٍّ أَنَّهُ كَانَ يَقُولُ: اجْعَلِ الْكَلَامَ كَلِمَتَيْنِ كَلِمَةَ خَيْرٍ تَقُولُهَا وَ كَلِمَةَ شَرٍّ تَسْكُتُ عَنْهَا وَ الثَّالِثَةُ لَا تَضُرُّ وَ لَا تَنْفَعُ لَا تُرِدْهَا.

(مشكاة الأنوار ص ۱۷۶)

ابوذر می ‏گفت: سخن را در دو كلمه قرار بده، سخن نيك را بگو و انتشار بده و سخن شر را بر زبان نياور و سخنى كه نه سود می‏ دهد و نه زيان می ‏رساند، اظهار مكن.

 

۳-۶ اعتدال و میانه روی

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: …تَحَرَّ الْقَصْدَ مِنَ الْقَوْلِ فَإِنَّهُ مَنْ تَحَرَّى الْقَصْدَ خَفَّتْ عَلَيْهِ الْمُؤَنُ‏.

(تحف العقول ص ۹۸)

در سخن‏ گفتن‏ مراعات حدّ ميانه را انجام دهید، چرا كه اين عمل هزينه را سبك كند.

 

۳-۷ گفتار به موقع

الرّضا عَلَيْهِ السَّلَام: … وَ لَا يَتَكَلَّمُ إِلَّا فِيمَا رَجَا ثَوَابَهُ‏ إِذَا تَكَلَّمَ أَطْرَقَ جُلَسَاؤُهُ كَأَنَّمَا عَلَى رُءُوسِهِمُ الطَّيْرُ  وَ إِذَا سَكَتَ تَكَلَّمُوا وَ لَا يَتَنَازَعُونَ عِنْدَهُ الْحَدِيثَ وَ إِذَا تَكَلَّمَ عِنْدَهُ أَحَدٌ أَنْصَتُوا لَهُ حَتَّى يَفْرُغَ مِنْ حَدِيثِهِ يَضْحَكُ مِمَّا يَضْحَكُونَ مِنْهُ وَ يَتَعَجَّبُ مِمَّا يَتَعَجَّبُونَ مِنْهُ وَ يَصْبِرُ لِلْغَرِيبِ عَلَى الْجَفْوَةِ فِي الْمَسْأَلَةِ وَ الْمَنْطِقِ حَتَّى إِنْ كَانَ أَصْحَابُهُ لَيَسْتَجْلِبُونَهُمْ وَ يَقُولُ إِذَا رَأَيْتُمْ طَالِبَ حَاجَةٍ يَطْلُبُهَا فَارْفِدُوهُ‏ وَ لَا يَقْبَلُ الثَّنَاءَ إِلَّا مِنْ مُكَافِئٍ وَ لَا يَقْطَعُ عَلَى أَحَدٍ كَلَامَهُ‏ حَتَّى يَجُوزَهُ فَيَقْطَعَهُ بِنَهْيٍ أَوْ قِيَامٍ.

(عيون أخبار الرضا عليه السلام ج‏۱ ص ۳۱۹)

امام رضا عليه السلام…  – در وصف حضرت رسول – صلى الله عليه و آله  –  : و در موردى تكلّم می ‏فرمودند كه اميد ثواب داشتند، وقتى صحبت می كردند همه ساكت بودند و كسى كوچك ترين حركتى نمی كرد و هر گاه سكوت می فرمود، ديگران صحبت‏ می كردند. در حضور ايشان، مجال سخن‏ گفتن‏ را از يك ديگر نمی گرفتند، اگر كسى در خدمت آن حضرت صحبت می كرد، بقيه سكوت می كردند تا سخن او تمام شود، بعد به كلام اوّلشان بر می گشتند. به هر چه ديگران را مي خندانيد، حضرت می خنديد، و از هر چيز كه ديگران تعجّب می كردند تعجّب مي فرمود. در مقابل افراد غريب كه در گفتار و درخواست، رفتار درستى نداشتند صبر می كرد، و حتّى اصحاب آن حضرت به دنبال چنين افرادى می‏ گشتند و حضرت می فرمودند: وقتى حاجتمندى را ديديد كه در پى برآوردن نياز خويش است، او را كمك كنيد و حمد و ثناى افراد ضعيف الايمان و منافق را نمی‏ پذيرفتند، و كلام كسی را قطع نمی كردند مگر زمانى كه خود قطع كند يا وقت بگذرد، كه در اين صورت كلامش را يا با نهى كردن و يا برخاستن از مجلس، قطع می كردند.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام : اسْتَمِعُوا مِنِّي كَلَاماً هُوَ خَيْرٌ مِنَ الدِّرْهَمِ الْمَدْقُوقَةِ لَا تَكَلَّمَنَّ بِمَا لَا يَعْنِيكَ وَ دَعْ كَثِيراً مِنَ الْكَلَامِ فِيمَا يَعْنِيكَ حَتَّى تَجِدَ لَهُ مَوْضِعاً فَرُبَّ مُتَكَلِّمٍ بِحَقٍّ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ فَعَنِتَ وَ لَا تُمَارِيَنَّ سَفِيهاً وَ لَا حَلِيماً فَإِنَّ الْحَلِيمَ يَقْلِيكَ وَ السَّفِيهَ يُرْدِيكَ وَ اذْكُرْ أَخَاكَ إِذَا تَغَيَّبَ عَنْكَ بِأَحْسَنَ مِمَّا تُحِبُّ أَنْ يَذْكُرَكَ بِهِ إِذَا تَغَيَّبْتَ عَنْهُ وَ اعْلَمْ أَنَّ هَذَا هُوَ الْعَمَلُ وَ اعْمَلْ عَمَلَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ مَجْزِيٌّ بِالْإِحْسَانِ مَأْخُوذٌ بِالْإِجْرَامِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸ و الاختصاص ص ۲۳۱)

از من سخنی بشنوید که از دِرهم های خوب، بهتر است. از سخنی که به حالت فایده ای ندارد، بپرهیز. و خیلی از سخنان مفید را هم رها کن، تا موقعی که مورد مناسب و بجایی به دست آوری. چه بسا گوینده به حق که در غیر مورد سخن گفته و در نتیجه به زحمت و مشقت افتاده است. و هرگز با کسی لجاجت مکن، نه با شخص سفیه و نادان و نه با شخص حلیم و بردبار. که اگر با شخص حلیم و بردبار لجاجت کنی، از تو ناراحت می شود و تو را رها می کند و اگر سفیه باشد، تو را بی مقدار و پست خواهد کرد. اگر برادر دینی تو غایب باشد، او را به بهترین وجه یاد کن؛ بهتر از آن وضعی که دوست داری تو را در نبودنت یادآور شوند. و بدان که عمل و کار این است و کارهای تو مانند اعمال کسی باشد که می داند در مقابل اعمال نیک و بدش، کیفر و پاداش خواهد داشت.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: كَلَامٌ فِي حَقٍّ خَيْرٌ مِنْ سُكُوتٍ عَلَى بَاطِلٍ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۸۴ و الفقيه ج ۴ ص ۳۹۶)

سخن گفتن در راه حقّ بهتر از سكوت بر باطل است.

 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ رَأَى مَوْضِعَ كَلَامِهِ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۹۶)

هر كه موقعيّت گفتارش را در كردار خود بنگرد، از سخنش كاسته‏ شود، مگر در باره آنچه كه براى او سودمند باشد.

 

۳-۸ کم گویی

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ عَلَى الْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ بَصِيراً بِزَمَانِهِ مُقْبِلًا عَلَى شَأْنِهِ حَافِظاً لِلِسَانِهِ فَإِنَّ مَنْ حَسَبَ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ قَلَّ كَلَامُهُ إِلَّا فِيمَا يَعْنِيهِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۸ و معاني الأخبار ص ۳۳۴)

بر خردمند لازم است که بینای به زمانش باشد؛ توجه به کار خود داشته باشد؛ و نگهبان زبانش باشد. چون کسی که سخن خود را جزو اعمال خود بداند، سخنان خود را کم می کند، مگر آنچه را که به حالش سودمند باشد.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام:‏ إِنَّ لِلَّهِ عِبَاداً كَسَرَتْ قُلُوبَهُمْ خَشْيَةُ اللَّهِ فَاسْتَنْكَفُوا مِنَ الْمَنْطِقِ وَ إِنَّهُمْ لَفُصَحَاءُ أَلِبَّاءُ نُبَلَاءُ يَسْتَبِقُونَ إِلَيْهِ بِالْأَعْمَالِ الزَّاكِيَةِ لَا يَسْتَكْثِرُونَ لَهُ الْكَثِيرَ وَ لَا يَرْضَوْنَ لَهُ الْقَلِيلَ يَرَوْنَ أَنْفُسَهُمْ أَنَّهُمْ شِرَارٌ وَ إِنَّهُمْ لَأَكْيَاسُ‏ الْأَبْرَارِ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۹۹)

خداوند را بندگانى است كه دل هايشان را خوف خدا شكسته است. با اين كه فصيح، و عاقل و نجيبند، از سخن گفتن خوددارى می‏ كنند. با انجام كارهاى خوب در نزديك شدن به خدا بر هم پيشى گيرند، و كار بسيارى را كه براى خدا انجام می‏ دهند زياد نمی‏ شمارند و به كار اندكى كه براى او انجام می ‏دهند، راضى نمی‏ شوند. نفس خود را شرور می‏ بينند، در صورتى كه زيرك ترين نيكانند.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: طُوبَى لِمَنْ أَنْفَقَ الْفَضْلَ مِنْ مَالِهِ وَ أَمْسَكَ الْفَضْلَ مِنْ كَلَامِهِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۳ و تفسير القمي ص ۲۱۱)

خوشا به حال کسی که زیادی اموال خود را انفاق کند و از سخن گفتن زیاد خودداری کند.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: إِنَّمَا شِيعَتُنَا الْخُرْسُ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۵)

همانا شیعیان ما گنگ و لال هستند (کم حرف هستند و بی جهت سخن نمی گویند).

 

۳-۹ حفظ زبان‏

الله تعالی: يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ‏

إلى قوله تعالى -‏ قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ‏.

(المائدة: ۱۰۱ و۱۰۲)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از چيزهايى كه اگر براى شما آشكار گردد و شما را اندوهناك می‌كند مپرسيد.

مردمی كه پيش از شما بودند، از آن چيزها سؤال كردند و بدان سبب كافر شدند.

 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي فَقَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ أَوْصِنِي قَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ وَيْحَكَ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ عَلَى مَنَاخِرِهِمْ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص۳۰۳  و الكافي ج ۲ ص ۱۱۵)

شخصی خدمت رسول صلی اللَّه علیه و آله رسید و درخواست توصیه و موعظه کرد. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! عرض کرد: دیگر بفرمایید! فرمود: زبانت را حفظ کن! برای بار سوم تقاضا کرد. حضرت فرمود: زبانت را حفظ کن! وای بر تو! مگر به جز محصولات زبان، چیز دیگری مردم را به صورت در آتش می افکند؟

 

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: مَنْ حَفِظَ لِسَانَهُ سَتَرَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۳ و ثواب الأعمال ص ۱۶۶)

کسی که زبانش را حفظ کند، خداوند عیوب و زشتی های او را می پوشاند.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: الْكَلَامُ فِي وَثَاقِكَ مَا لَمْ تَتَكَلَّمْ بِهِ فَإِذَا تَكَلَّمْتَ بِهِ صِرْتَ وَثَاقَهُ فَاخْزُنْ لِسَانَكَ كَمَا تَخْزُنُ ذَهَبَكَ وَ وَرِقَكَ فَرُبَّ كَلِمَةٍ سَلَبَتْ نِعْمَةً وَ جَلَبَتْ نَقِمَةً.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۱   و نهج البلاغه حکمت ۳۸۱)

تا وقتی که سخن را نگفته ای، در اختیار و در بند تو است. ولی پس از اینکه آن سخن را گفتی، تو در بند او قرار گرفته ای. بنابراین همچنان که طلا و نقره خود را حفظ می کنی، زبانت را حفظ کن. پس چه بسا که یک کلمه نعمتی را از تو سلب کرده و بلایی را به تو متوجه می سازد.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:أَ مَا تَرْضَوْنَ‏ أَنْ‏ تُقِيمُوا الصَّلَاةَ وَ تُؤْتُوا الزَّكَاةَ وَ تَكُفُّوا أَلْسِنَتَكُمْ وَ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۴  و المحاسن  ج ۱  ص ۲۶۸)

آیا نمی پسندید که نمازتان را بپا دارید و زکات را بپردازید و زبانتان را حفظ کنید و در نتیجه این ها داخل بهشت شوید؟

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:رَاحَةُ الْإِنْسَانِ فِي حَبْسِ اللِّسَانِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

آسایش انسان در حبس زبان است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ سَلَامَةُ الْإِنْسَانِ فِي‏ حِفْظِ اللِّسَانِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

سلامت انسان در حفظ زبان است.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:نَجَاةُ الْمَرْءِ فِي حِفْظِ لِسَانِهِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

نجات انسان در حفظ زبان است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً قَالَ خَيْراً فَغَنِمَ أَوْ سَكَتَ عَنْ سُوءٍ فَسَلِمَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۳ )

خداوند رحمت کند آن بنده ای را که خیر گوید و بهره مند شود، یا از گفتار بدی سکوت کند و سالم بماند .

 

عُثْمَانَ بْنِ عِيسَى: حَضَرْتُ أَبَا الْحَسَنِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَالَ لَهُ رَجُلٌ أَوْصِنِي فَقَالَ احْفَظْ لِسَانَكَ تُعَزَّ وَ لَا تُمَكِّنِ النَّاسَ مِنْ قِيَادِكَ فَتَذِلَّ رَقَبَتُكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۶  و الكافي ج ۲ ص ۱۱۳)

عثمان بن عیسی، گوید: خدمت حضرت ابا الحسن (موسی بن جعفر علیهما السّلام) بودم که شخصی به حضرت عرض کرد: مرا وصیتی فرما! فرمود: زبانت را حفظ کن تا عزیز باشی و مهار خود را به دست مردم مده که ذلیل می شوی.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:أَمْسِكْ لِسَانَكَ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَتَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ ثُمَّ قَالَ وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ لِسَانَهُ.

(مشكاة الأنوار ص ۱۷۵)

زبانت را نگهدار، كه آن براى تو صدقه هست و بعد فرمود: بنده‏  اى به حقيقت ايمان نمی ‏رسد، مگر اينكه زبانش را نگهدارد.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:إِنَّ أَكْثَرَ خَطَايَا ابْنِ آدَمَ فِي لِسَانِهِ وَ مَنْ كَفَّ لِسَانَهُ سَتَرَ اللَّهُ عَوْرَتَهُ.

(مشكاة الأنوار ص ۱۷۴)

اكثر گناهان فرزند آدم به زبانش مربوط می‏ گردد. هر كس زبانش را حفظ كرد، خداوند زشتی هاى او را حفظ می‏ كند.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:لَا يَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ يُكْتَبُ مُحْسِناً مَا دَامَ سَاكِتاً فَإِذَا تَكَلَّمَ كُتِبَ مُحْسِناً أَوْ مُسِيئاً.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۷ و ثواب الأعمال ص ۱۴۹)

بنده مؤمن تا وقتی که ساکت است، در ردیف نیکان قلمداد می  شود، ولی هنگامی که سخن گوید، یا نیکوکار شمرده می شود یا بد کار.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: إِنَّ دَاوُدَ قَالَ لِسُلَيْمَانَ عَلَيْهِمَا جَمِيعاً السَّلَامُ يَا بُنَيَّ إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الضَّحِكِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الضَّحِكِ تَتْرُكُ الْعَبْدَ حَقِيراً يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَا بُنَيَّ عَلَيْكَ بِطُولِ الصَّمْتِ إِلَّا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ النَّدَامَةَ عَلَى طُولِ الصَّمْتِ مَرَّةً وَاحِدَةً خَيْرٌ مِنَ النَّدَامَةِ عَلَى كَثْرَةِ الْكَلَامِ مَرَّاتٍ‏ يَا بُنَيَّ لَوْ أَنَّ الْكَلَامَ كَانَ مِنْ فِضَّةٍ يَنْبَغِي لِلصَّمْتِ أَنْ يَكُونَ مِنْ ذَهَبٍ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۷ و قرب الأسناد ص ۶۹)

حضرت داود به سلیمان علیهما السّلام گفت: ای فرزند! از خنده زیاد برحذر باش که خنده زیاد موجب حقارت و پستی بنده است در روز قیامت. ای فرزند! بر تو باد به سکوت طولانی و خاموشی، مگر نسبت به مورد خوبی و خیر و جز از سخن خوب که در آن مورد سکوت روا نیست؛ چون یک بار ندامت و پشیمانی، بر یک سکوت طولانی بهتر است از پشیمانی های متعدد از سخنان زیاد. ای فرزند! اگر فرضا سخن گفتن ارزش نقره را داشته باشد، سزاوار است که سکوت ارزش طلا را داشته باشد.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ عَلَيْكَ بِطُولِ الصَّمْتِ فَإِنَّهُ مَطْرَدَةٌ لِلشَّيْطَانِ وَ عَوْنٌ لَكَ عَلَى أَمْرِ دِينِكَ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۸ و الخصال ج ۲ ص ۱۰۴)

بر تو باد به سکوت طولانی که خاموشی زیاد، عامل طرد و بر کنار زدن شیطان، و یاوری است بر انجام امور دینی.

 

الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام: قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ طُوبَى لِمَنْ كَانَ صَمْتُهُ فِكْراً وَ نَظَرُهُ عَبَراً …‏

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸  و الاختصاص ص ۲۳۲)

عیسی بن مریم علیهما السّلام فرموده است: خوشا به حال کسی که سکوتش اندیشه و نگاهش پندگیری باشد…

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:الصَّمْتُ كَنْزٌ وَافِرٌ وَ زَيْنُ الْحَلِيمِ وَ سِتْرُ الْجَاهِلِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸ و الاختصاص ص ۲۳۲)

سکوت گنجی است بسیار، که زینت شخص حلیم و بردبار و پوشش عیوب نادان است.

 

الرِّضَا عَلَيْهِ السَّلَام: مِنْ عَلَامَاتِ الْفِقْهِ الْحِلْمُ وَ الْعِلْمُ وَ الصَّمْتُ إِنَّ الصَّمْتَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْحِكْمَةِ إِنَّ الصَّمْتَ يَكْسِبُ الْمَحَبَّةَ وَ هُوَ دَلِيلٌ عَلَى الْخَيْرِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸ و قرب الإسناد ص ۲۶۹)

از نشانه‌هاى فقاهت(در دين)،بردبارى و دانش و خاموشى است،به راستى خاموشى درى است از درهاى حكمت. به راستى خاموشى، موجب کسب محبت است و راهنماى هر كار خوبى است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ الصَّمْتُ عِبَادَةٌ لِمَنْ ذَكَرَ اللَّهَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۴ و الامامة و التبصره ص ۸۱)

سکوت برای کسی که در یاد خدا باشد، عبادت است.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ أَمْسِكْ لِسَانَكَ فَإِنَّهَا صَدَقَةٌ تَصَدَّقُ بِهَا عَلَى نَفْسِكَ ثُمَّ قَالَ وَ لَا يَعْرِفُ عَبْدٌ حَقِيقَةَ الْإِيمَانِ حَتَّى يَخْزُنَ مِنْ لِسَانِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۸ و الكافي ج ۲ ص ۱۱۴)

زبان خود را نگهدار که آن صدقه ای است که به خود می دهی. سپس فرمود: هیچ بنده ای حقیقت ایمان را نشناخته و به آن نمی رسد، تا وقتی که زبانش را خزانه آن کند.

 

۳-۱۰ اقرار به نادانی

سُئِلَ الْبَاقِرُ عَلَيْهِ السَّلَام : مَا حَقُّ اللَّهِ عَلَى الْعِبَادِ قَالَ أَنْ لَا يَقُولُوا مَا لَا يَعْلَمُونَ.

(مشكاة الأنوار ص ۱۷۳)

از امام باقر عليه السّلام سوال شد: حق خداوند بر بندگان چیست؟ فرمود: آنچه را نمی دانند، نگویند.

 

۳-۱۱ عدالت ورزی

يُونُسَ‏: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام لِعَبَّادِ بْنِ كَثِيرٍ الْبَصْرِيِّ الصُّوفِيِّ : وَيْحَكَ يَا عَبَّادُ غَرَّكَ أَنْ عَفَّ بَطْنُكَ وَ فَرْجُكَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَقُولُ فِي كِتَابِهِ‏ « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ‏ وَ قُولُوا قَوْلًا سَدِيداً -يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ »‏ (الأحزاب/ ۷۰ و ۷۱) اعْلَمْ أَنَّهُ لَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنْكَ شَيْئاً حَتَّى تَقُولَ قَوْلًا عَدْلًا.

(بحار الأنوار ج‏۴۷ ص ۳۵۹ و الكافي ج‏۸ ص ۱۰۷)

يونس: امام صادق عليه السّلام به عَبّاد بن كثير بصرى صوفى فرمود: واى بر تو اى عَبّاد، مغرور شده ای به اينكه جلو شكم وخواهش نفس خود را گرفته ای؟  همانا خداوند عزّ و جلّ در قرآنش می‏ فرمايد: { اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد، از خدا پروا داريد و سخنى استوار گوييد، تا اعمال شما را به صلاح آورد.} بدان خداوند از تو عملی قبول نمی کند، مگر اینکه سخن از روی واقعیت و عدالت بگویی.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:وُجِدَ فِي ذُؤَابَةِ سَيْفِ رَسُولِ اللَّهِ صَحِيفَةٌ فِيهَا صِلْ مَنْ قَطَعَكَ وَ أَعْطِ مَنْ حَرَمَكَ وَ قُلِ الْحَقَّ وَ لَوْ عَلَى نَفْسِكَ.

(مشكاة الأنوار ص ۱۷۲)

در غلاف شمشير حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله نامه ‏اى يافتند كه در آن آمده بود: با كسى كه قطع رابطه كرده ارتباط برقرار كن. به كسى كه تو را محروم كرده است، چيزى به او بده و حق را بگو، هر چند به ضررت باشد.

 

آثار گفتار

 

۴-۱ در اعمال

اَلرَّسُولُ اللَّه‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ لَمْ يَحْسُبْ كَلَامَهُ مِنْ عَمَلِهِ كَثُرَتْ خَطَايَاهُ وَ حَضَرَ عَذَابُهُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۳۰۴ و الكافي ج ۲ ص ۱۱۵)

هرکس سخنش را از عملش به حساب نیاورد، خطاهایش زیاد شود و عذابش حاضر است.

 

۲-۴ در قیامت

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: أَنَّ النَّبِيَّ صلی الله علیه وآله سَأَلَ رَبَّهُ سُبْحَانَهُ لَيْلَةَ الْمِعْرَاج‏…

يَا أَحْمَدُ إِنَّ فِي الْجَنَّةِ قَصْراً مِنْ لُؤْلُؤٍ فَوْقَ لُؤْلُؤٍ وَ دُرَّةٍ فَوْقَ دُرَّةٍ لَيْسَ فِيهَا قَصْمٌ وَ لَا وَصْلٌ فِيهَا الْخَوَاصُّ أَنْظُرُ إِلَيْهِمْ كُلَّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً فَأُكَلِّمُهُمْ كُلَّمَا نَظَرْتُ إِلَيْهِمْ وَ أَزِيدُ فِي مِلْكِهِمْ سَبْعِينَ ضِعْفاً وَ إِذَا تَلَذَّذَ أَهْلُ الْجَنَّةِ بِالطَّعَامِ وَ الشَّرَابِ تَلَذَّذُوا أُولَئِكَ بِذِكْرِي وَ كَلَامِي وَ حَدِيثِي قَالَ يَا رَبِّ مَا عَلَامَةُ أُولَئِكَ قَالَ مَسْجُونُونَ قَدْ سَجَنُوا أَلْسِنَتَهُمْ مِنْ فُضُولِ الْكَلَامِ وَ بُطُونَهُمْ مِنْ فُضُولِ الطَّعَامِ …

(إرشاد القلوب ج‏۱ ص ۱۹۹)

ای أحمد (صلّى اللَّه عليه و آله)، در بهشت قصريست از لؤلؤ و دُرّ، و آن جايگاه خواص (از بندگان من) است، و در هر روز هفتاد مرتبه به ايشان نظر می كنم و با ايشان سخن می گويم، و قصرهاى ايشان را هفتاد برابر می کنم در هر يك مرتبه كه به ايشان نظر کردم، و اهل بهشت به نعمت هاى بهشتى لذت می برند، و ليكن ايشان به ذكر و كلام و حديث و سخن‏ گفتن‏ با من لذت می برند، گفت: خدايا، علامت اين طايفه چيست؟ فرمود: آنست كه زبان خودشان را از كلام بيهوده و باطل (و غيبت و سخن چينى و تهمت و فحش و دروغ) و شكم هاى خود را از (حرام و) زيادى غذا نگاه می دارند.

 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ وَ هَلْ يُكِبُّ النَّاسَ فِي النَّارِ إِلَّا حَصَائِدُ أَلْسِنَتِهِمْ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۰ و الزهد ص ۴)

آیا مردم را جز محصولات زبان عامل دیگری در آتش می افکند؟

 

حق زبان

 

السّجادُ عَلَيْهِ السَّلَام: حَقُّ اللِّسَانِ إِكْرَامُهُ عَنِ الْخَنَا وَ تَعْوِيدُهُ الْخَيْرَ وَ تَرْكُ الْفُضُولِ الَّتِي لَا فَائِدَةَ لَهَا وَ الْبِرُّ بِالنَّاسِ وَ حُسْنُ الْقَوْلِ فِيهِمْ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶ و روضة الواعظين)

و حق زبان، گرامی داشتن آن از دشنام و عادت دادنش به خير، و ترك سخنان بیهوده كه فایده ‏اى در آن نيست، و نيكى كردن در باره مردم، و با مردم به خوبى سخن گفتن است.

 

اقسام گفتار 

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: الْكَلَامُ ثَلَاثَةٌ فَرَابِحٌ وَ سَالِمٌ وَ شَاحِبٌ فَأَمَّا الرَّابِحُ فَالَّذِي يَذْكُرُ اللَّهَ وَ أَمَّا السَّالِمُ فَالَّذِي يَقُولُ مَا أَحَبَّ اللَّهُ وَ أَمَّا الشَّاحِبُ فَالَّذِي يَخُوضُ فِي النَّاسِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۹ و الزهد ص ۷)

سخن سه گونه است: سودآور، سالم و پژمرده. اما سودآور، [سخن] كسى است كه خدا را ياد مى كند. اما سالم، [سخن] كسى است كه آن مى گويد كه خدا دوست دارد و امّا پژمرده، [سخن ]كسى است كه به طعن و تمسخر مردم مى پردازد.

گفتارهای ناپسند

أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام فِي وَصِيَّتِهِ لِأَصْحَابِهِ قَالَ: إِيَّاكُمْ أَنْ تُزْلِقُوا أَلْسِنَتَكُمْ بِقَوْلِ الزُّورِ وَ الْبُهْتَانِ وَ الْإِثْمِ وَ الْعُدْوَانِ فَإِنَّكُمْ إِنْ كَفَفْتُمْ أَلْسِنَتَكُمْ عَمَّا يَكْرَهُهُ اللَّهُ مِمَّا نَهَاكُمْ عَنْهُ كَانَ ذَلِكَ خَيْراً لَكُمْ مِنْ أَنْ تُذْلِقُوا أَلْسِنَتَكُمْ بِهِ فَإِنَّ ذَلْقَ اللِّسَانِ فِيمَا يَكْرَهُ اللَّهُ وَ مَا نَهَى عَنْهُ مَرْدَاةُ الْعَبِيدِ عِنْدَ اللَّهِ وَ مَقْتٌ مِنَ اللَّهِ وَ صَمَمٌ وَ عَمًى يُورِثُهُ اللَّهُ إِيَّاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ…

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۸۳)

امام صادق (علیه السلام) در نصايحش به ياران خود فرمود: از اين كه زبانتان به ذكر سخن دروغ و ناحق و بهتان، و گناه و دشمنى مشغول باشد بپرهيزيد. زيرا اگر زبانتان را از آنچه كه خدا زشت دانسته و نهى فرموده است نگه داريد، اين كار برايتان بهتر خواهد بود از اين كه زبانتان به ذكر سخنان زشت مشغول باشد، چون چيرگى زبان به پليدي هايی كه خدا نهى كرده است، دليل پستى شخص در نزد خدا و دشمنى با پروردگار است، و هم چنين نوعى كرى و كورى است كه خداوند در روز قيامت نصيبش گرداند…

 

۷-۱ زبان ترسناک

قَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه فِي الْوَصِيَّةِ لِعَلِيٍ‏(عَلَيْهِ السَّلَام): يَا عَلِيُ‏ مَنْ‏ خَافَ‏ النَّاسُ‏ لِسَانَهُ‏ فَهُوَ مِنْ‏ أَهْلِ‏ النَّارِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

یا علی! هر کس که مردم از زبان او بترسند، از اهل دوزخ است.

 

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: ضَرْبُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السِّنَانِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

ضربت و زخم زبان، شدیدتر از ضربت شمشیر و نیزه است.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:إِنَّ أَبْغَضَ خَلْقِ اللَّهِ عَبْدٌ اتَّقَى النَّاسُ لِسَانَهُ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۳۰ و الكافي ج ۲ ص ۳۲۲)

دشمن‏ ترين خلقِ خدا كسى است كه مردم از زبانش پرهيز كنند.

 

فِي وَصِيَّةِ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه لِعَلِيٍّ عَلَيْهِ السَّلَام قَالَ: يَا عَلِيُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ أَكْرَمَهُ النَّاسُ اتِّقَاءَ فُحْشِهِ وشَرّه.

(وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۳۴ و من لا یحضره الفقيه ج۴ ص ۳۵۳)

يا على! بدترين مردم كسى است كه مردم از ترس دشنام دادنش و شرارتش احترامش كنند.

 

۷-۲ قطع سخن دوست

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: مَنْ عَرَضَ لِأَخِيهِ الْمُسْلِمِ الْمُتَكَلِّمِ فِي حَدِيثِهِ فَكَأَنَّمَا خَدَشَ وَجْهَهُ‏.

(وسائل الشيعة ج‏۱۲ ص ۱۰۶ و الكافي ج ۲  ص ۶۶۰)

كسى كه سخن برادر مسلمانش را قطع كند، مانند آن است كه صورت او را بخراشد.

 

۷-۳ نجوی و در ِگوشی سخن گفتن

الله تعالی: « لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ نُهُوا عَنِ النَّجْوى‏ ثُمَّ يَعُودُونَ لِما نُهُوا عَنْهُ وَ يَتَناجَوْنَ بِالْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ وَ مَعْصِيَةِ الرَّسُول »

(المجادله/۸)‏

آيا آنها را كه از نجوا منع شده بودند، نديدى كه كارى را كه از آن منع شده بودند از سر گرفتند و باز هم براى گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر با هم نجوا می‌كنند؟

 

الله تعالی: « وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذِي إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ إِنَّمَا النَّجْوى‏ مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُون »

‏(المجادله/۹)

اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، اگر با يكديگر نجوا می‌كنيد، در باب گناه و دشمنى و نافرمانى از پيامبر نجوا مكنيد، بلكه در باب نيكى و پرهيزگارى نجوا كنيد. از آن خدايى كه همگان نزد او گرد می‌آييد بترسيد.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:إِذَا كَانَ‏ الْقَوْمُ‏ ثَلَاثَةً فَلَا يَتَنَاجَى‏ مِنْهُمُ‏ اثْنَانِ دُونَ صَاحِبِهِمَا فَإِنَّ فِي ذَلِكَ مَا يَحْزُنُهُ وَ يُؤْذِيهِ.

(الكافي ج‏۲ ص ۶۶۰)

هرگاه جمع سه نفره اى بود، نبايد دو نفرشان جدا از دوستشان با هم در گوشى صحبت كنند؛ زيرا اين كار مايه ناراحتى و آزار او می شود.

 

۷-۴ بیجا سخن گفتن

جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ الصَّادِقِ عَلیهِمَا السَّلَام أَنَّهُ قَالَ لِأَصْحَابِهِ‏ اسْمَعُوا مِنِّي كَلَاماً هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ مِنَ الدُّهْمِ الْمُوقَّفَةِ لَا يَتَكَلَّمْ أَحَدُكُمْ بِمَا لَا يَعْنِيهِ وَ لْيَدَعْ كَثِيراً مِنَ الْكَلَامِ فِيمَا يَعْنِيهِ حَتَّى يَجِدَ لَهُ مَوْضِعاً فَرُبَّ مُتَكَلِّمٍ فِي غَيْرِ مَوْضِعِهِ جَنَى عَلَى نَفْسِهِ بِكَلَامِهِ وَ لَا يُمَارِيَنَّ أَحَدُكُمْ سَفِيهاً وَ لَا حَلِيماً فَإِنَّهُ مَنْ مَارَى حَلِيماً أَقْصَاهُ وَ مَنْ مَارَى سَفِيهاً أَرْدَاهُ وَ اذْكُرُوا أَخَاكُمْ إِذَا غَابَ عَنْكُمْ بِأَحْسَنِ مَا تُحِبُّونَ أَنْ تُذْكَرُوا بِهِ إِذَا غِبْتُمْ عَنْهُ وَ اعْمَلُوا عَمَلَ مَنْ يَعْلَمُ أَنَّهُ مُجَازًى بِالْإِحْسَانِ مَأْخُوذٌ بِالْإِجْرَامِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۲ و أمالي الطوسيّ ج ۱ ص ۲۲۸)

بشنوید از من سخنی را که از اسب های نشاندار ارزنده تر است. هیچ یک از شما سخن بی فایده را بر زبان نیاورد. در مورد سخنان مفید هم پرگویی نکند، تا وقتی که موقعیت مناسب باشد. چه بسا سخن گویی که با سخن بیجا بر خود جنایت کرده است. هیچ یک از شما مرام جدال و ستیزه گی نداشته باشد، نه با نادان و نه با شخص بردبار، که اگر با شخص حلیم و بردبار بستیزد، او را از فیوضات خود و از ارزش ها دور خواهد کرد و اگر با نادان بستیزد، او را پست و بی مقدار خواهد کرد. اگر برادر دینی شما غایب باشد، او را به نحو احسن یاد کنید تا بهتر از آن صورتی که دوست دارید، شما را در حال غایب بودنتان یاد کنید، و در عمل مانند کسی کار کنید که می داند اگر کار نیک بکند پاداش می گیرد، و اگر کار زشت انجام دهد، مجازات می گردد و مورد مؤاخذه قرار می گیرد.

 

۷-۵ بیهوده گویی

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: جُمِعَ الْخَيْرُ كُلُّهُ فِي ثَلَاثِ خِصَالٍ النَّظَرِ وَ السُّكُوتِ وَ الْكَلَامِ فَكُلُّ نَظَرٍ لَيْسَ فِيهِ اعْتِبَارٌ فَهُوَ سَهْوٌ وَ كُلُّ سُكُوتٍ لَيْسَ فِيهِ فِكْرٌ فَهُوَ غَفْلَةٌ وَ كُلُّ كَلَامٍ لَيْسَ فِيهِ ذِكْرٌ فَهُوَ لَغْوٌ فَطُوبَى لِمَنْ كَانَ نَظَرُهُ عَبَراً وَ سُكُوتُهُ فِكْراً وَ كَلَامُهُ ذِكْراً وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ آمَنَ النَّاسَ شَرَّهُ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۷۵ و أمالي الصدوق ص ۱۸)

همه خوبی ها در سه خصلت جمع شده است: نگاه، سکوت، و سخن. هر نگاه و دیدنی که پندپذیری در آن نباشد، غفلت است. و هر سکوتی که همراه با اندیشه نباشد، آن عدم توجه است. و هر کلامی که ذکر الهی نباشد، بیهوده گفتن است. بنابراین خوشا به حال کسی که نگاهش عبرت، سکوتش اندیشه و سخنش ذکر باشد و بر گناهش گریه کند و مردم از شرش در امان باشند.

 

۷-۶ زياده گویی

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه: لَا تُكْثِرُوا الْكَلَامَ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ فَإِنَّ كَثْرَةَ الْكَلَامِ بِغَيْرِ ذِكْرِ اللَّهِ تَقْسُو الْقَلْبَ إِنَّ أَبْعَدَ النَّاسِ مِنَ اللَّهِ الْقَلْبُ الْقَاسِي‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۱ و أمالي الطوسيّ ج ۱ ص ۱)

پرحرف نباشید، جز درباره ذکر الهی که پرحرفی به جز در مورد ذکر خدا، موجب سختی و قساوت قلب است و دورترین مردم از قرب الهی، کسی است که قساوت دل داشته باشد.

 

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: مَنْ كَثُرَ كَلَامُهُ كَثُرَ خَطَاؤُهُ وَ مَنْ كَثُرَ خَطَاؤُهُ قَلَّ حَيَاؤُهُ وَ مَنْ قَلَّ حَيَاؤُهُ قَلَّ وَرَعُهُ وَ مَنْ قَلَّ وَرَعُهُ مَاتَ قَلْبُهُ وَ مَنْ مَاتَ قَلْبُهُ دَخَلَ النَّارَ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۹۱   و نهج البلاغة حکمت ۳۴۱)

کسی که حرف زیاد بگوید، خطا و لغزشش زیاد خواهد شد و کسی که خطای او زیاد باشد، حیا و شرمش کم می شود و کسی که کم حیا شد، ورع و تقوایش کم می شود و کسی که کم تقوا شد، دلش می میرد و کسی که دل مرده شد، داخل آتش خواهد شد.

 

۷-۷ تند گویی

أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: … إِيَّاكَ وَ الْمَنَّ عَلَى رَعِيَّتِكَ بِإِحْسَانٍ أَوِ التَّزَيُّدَ فِيمَا كَانَ مِنْ فِعْلِكَ‏ أَوْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِكَ أَوِ التَّسَرُّعَ إِلَى الرَّعِيَّةِ بِلِسَانِكَ‏ فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ‏ وَ الْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ جَلَّ ثَنَاؤُهُ- كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللَّهِ  أَنْ‏ تَقُولُوا ما لا تَفْعَلُونَ‏- 

(الصف/ ۴). (تحف العقول ص ۱۴۷ و نهج البلاغة نامه ۵۳)

فرمان أميرمؤمنان عليه السلام به مالك اشتر : … از منّت نهادن بر رعيّت به هنگام احسان و نيكوكارى و نيز از بزرگ شمردن كار بيش از آنچه انجام داده‏ اى بپرهيز، و همچنين از تخلّف وعده ‏اى كه به آنان می‏ دهى، و از تند سخن‏ گفتن‏ با رعيّت. زيرا منّت گذاردن، احسان را باطل و بى‏ اجر گرداند، و تخلّف از وعده موجب خشم خدا و مردم می ‏شود. و به راستى خداوند فرموده است: { نزد خدا سخت ناپسند است كه چيزى را بگوييد و انجام ندهيد.}

 

۷-۸  بد زبانى

أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ السَّلَام فِي رَجُلَيْنِ يَتَسَابَّانِ فَقَالَ الْبَادِئُ مِنْهُمَا أَظْلَمُ وَ وِزْرُهُ وَ وِزْرُ صَاحِبِهِ عَلَيْهِ مَا لَمْ يَتَعَدَّ الْمَظْلُومُ.

(الكافي ج‏۲ ص ۳۲۲ و وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۲۹)

از امام كاظم عليه السّلام دربارۀ دو مردى كه به هم دشنام دهند، نقل می‌كند كه فرمودند: آن‌كه آغاز به دشنام كرده است، ستم‌كارتر است و گناه خودش و طرفش به گردن اوست، در صورتى كه آن كس كه ستم به او شده از حد خود نگذرد.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام: مِنْ عَلَامَاتِ شِرْكِ الشَّيْطَانِ الَّذِي لَا يُشَكُّ فِيهِ أَنْ يَكُونَ فَحَّاشاً لَا يُبَالِي مَا قَالَ وَ لَا مَا قِيلَ فِيه‏.

(وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۳۱)

از نشانه‌هاى شركت شيطان(در کاری) كه در آن ترديدى نيست اين است كه كسى فحاش باشد و باكى نداشته باشد كه چه بگويد و درباره‌اش چه بگويند.

 

سَمَاعَةَ: دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَام فَقَالَ لِي مُبْتَدِئاً يَا سَمَاعَةُ مَا هَذَا الَّذِي كَانَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَ جَمَّالِكَ إِيَّاكَ أَنْ تَكُونَ فَحَّاشاً أَوْ سَخَّاباً أَوْ لَعَّاناً فَقُلْتُ وَ اللَّهِ لَقَدْ كَانَ ذَلِكَ أَنَّهُ ظَلَمَنِي فَقَالَ إِنْ كَانَ ظَلَمَكَ لَقَدْ أَرْبَيْتَ عَلَيْهِ إِنَّ هَذَا لَيْسَ مِنْ فِعَالِي وَ لَا آمُرُ بِهِ شِيعَتِي- اسْتَغْفِرْ رَبَّكَ وَ لَا تَعُدْ قُلْتُ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ لَا أَعُودُ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۳۳ و الكافي ج ۲  ص ۳۲۶)

سماعه: رفتم به خدمت امام صادق عليه السلام. آن حضرت بدون مقدمه به من فرمود: اى سماعه، اين چه رفتارى بود ميان تو و شتربانت؟ بپرهيز از دشنام گویى و عربده كشى و لعنت گویى. گفتم: به خدا سوگند، اگر من چيز ناروایى گفته باشم به خاطر ستمی ‏است كه شتردار بر من روا داشته است. امام فرمود: اگر او بر تو ستم كرده است، تو هم با او (در فحش و فرياد) برابر آمدى. اين كارها از روش من نيست و شيعيانم را هم به آن دستور نداده‏ ام. استغفار كن و ديگر از اين كارها نكن. گفتم: استغفار می‏ كنم و ديگر چنين كارى را نمی ‏كنم.

 

الصَّادِقُ عَلَيْهِ السَّلَام:الْبَذَاءُ مِنَ الْجَفَاءِ وَ الْجَفَاءُ فِي النَّارِ.

(وسائل الشيعة ج‏۱۶ ص ۳۵ و الكافي ج ۲ ص ۳۲۵)

بد زبانى از جفا كارى است و جفاكار در آتش است.

 

۷-۹ جدال بی مورد

اَلرَّسُولُ‏ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:‏ إِيَّاكُمْ وَ جِدَالَ كُلِّ مَفْتُونٍ فَإِنَّ كُلَّ مَفْتُونٍ مُلَقَّنٌ حُجَّتَهُ إِلَى انْقِضَاءِ مُدَّتِهِ فَإِذَا انْقَضَتْ مُدَّتُهُ أَحْرَقَتْهُ فِتْنَتُهُ بِالنَّارِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۹)

از مجادله و بحث كردن با هر فتنه‌گرى دورى كن،زيرا هر فتنه‌گرى تا انتهاى مدّت فتنۀ خود،آن را القاء می‌كند(و به كار می‌برد). پس زمانى كه مدّت فتنه به پايان رسيد،(همان)فتنه،او را به وسيلۀ آتش می‌سوزاند.

 

۸- آفات گفتار

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: بَلَاءُ الْإِنْسَانِ مِنَ اللِّسَانِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶ و جامع الاخبار)

بلا و گرفتارى انسان از زبان است.

 

أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَام: فِتْنَةُ اللِّسَانِ أَشَدُّ مِنْ ضَرْبِ السَّيْفِ.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۶)

فتنه و زیان زبان، از ضربت شمشیر شدیدتر است.

 

قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ : طُوبَى لِمَنْ كَانَ صَمْتُهُ فِكْراً وَ نَظَرُهُ عَبَراً وَ وَسِعَهُ بَيْتُهُ وَ بَكَى عَلَى خَطِيئَتِهِ وَ سَلِمَ النَّاسُ مِنْ يَدَيْهِ وَ لِسَانِهِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۸ و الاختصاص ص ۲۳۲)

خوشا به حال کسی که سکوتش اندیشه و تفکر و نگاهش عبرت و پندگیری باشد و خانه مسکونی او (به میزان نیازش) وسعت داشته باشد و بر خطا و گناهش بگرید و مردم از دست و زبانش در امان باشند.

 

اَلرَّسُولُ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِه:إِنْ كَانَ الشَّرُّ فِي شَيْ‏ءٍ فَفِي اللِّسَانِ‏.

(بحار الأنوار ج‏۶۸ ص ۲۸۹ و الاختصاص ص ۲۳۲)

اگر در چیزی شر و بدی باشد، در زبان است.

برای درج دیدگاه باید ابتدا به عنوان کاربر به سایت وارد شده باشید.